سخنی از حضرت دوست....

خرید بک لینک
دلم میخواست امروز رو استعلاجی می گرفتم

میرفتم خونه

تنهای تنها

راحت و اروم می خوابیدم

اخرشم یک بشقاب سوپ گرم میخوردم و

از پشت شیشه به خیابون نگاه میکردم....

اگه برف می اومد که دیگه عالی میشد

حیف که نمیتونم ...

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 255 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

امروز رفتم سونو خدا روشکر شرایط نی نی عالی بود همچنان اصرار در مخفی نگه داشتن جنسیتش داره و نمیدونه ما میدونیم اون یک برادر مهربون برای سجاد...قد و وزن و همه چیزهای مربوط بهش عالی بودو من همچنان بازم وزن کم کردم و دکتر خیلی خیلی راضی بود از روندم از روز اول بارداریم یک کیلولاغرتر شدم وبازم جا دارم برای کم تر شدن ....خلاصه که هر بار که سونو میرم تمام دردهام یادم میره و بینهایت ممنون خدا میشم برای داشته هام ...از سردردهای روزانم برای دکتر گفتم اصرار داره حتمن به متخصص اعصاب برم جهت مشاوره ..محض اطلاع بهم برای فردا استعلاجی داده و تاکید کرده حتما استراحت کنم...منم صد در صد یک سوپ رو میزارمو و به حرف دکترم گوش میدم... سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 235 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

ای كاش ..
می توانستم بگويم
كه با من چه می كنی
تو جانی در جانم می آفرينی ..

تو تنها سببی هستی
كه به خاطر آن
روزهای بيشتر ..
شب های بيشتر ..
و سهم بيشتری ..
از زندگی می خواهم ..

تو به من
اطمينان می دهی
كه فردايی وجود دارد ...

جبران_خليل_جبران

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 237 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

چهقدر بغض بخوانم، سکوت بنویسم؟چهقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟چهقدر درّه بمانم، به قلّه خوش باشم؟به پای دامنهها از سقوط بنویسم؟چهقدر دستِ من از پا درازتر باشد؟برای آمدنت هی قنوت بنویسم؟چه میشود که بیایی و شعرهایم رابه خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟و یا به جوهری از رنگ سیب روی لبتدو آیه از لب خود، از هبوط بنویسمبه جای بودن و ماندن، به جای آغوشتنصیب من شده از جستجوت بنویسمنیامدی و زمانش رسیده که برومقطار میرود و من به سوت بنویسم …رضا_احسان_پور سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 253 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

یک همکار داریم حدودا سه هفته ناپدید شدهنه تماس میگیرهنه به تماسی جواب میدهولی از اونجایی که سابقه دارهاصلا و عمرا نگران نشدیمجالبش اینجاست روز پنج شنبه که ماها تعطیلیم ایشون تشریف اوردند ادارهو یکی از همکارایی که اضافه کار اومده بودند دیدنشونبعد احوال پرسی جویای علت غیبتشون شدند که ایشون راحت گفتند میخوام استراحت کنمتازه این هفته هم نمیامو خیلی ریلکسسسسسس از همکار مذکور خواستند حضورشون رو به کسی اطلاع ندن(چقدرم این همکار ما حرف گوش کن و راز دار بودند)بععععععععععلهعرضم به حضورتون این تفاوت کارمند قراردادی و رسمیتبعیییییییییض تا کجا؟ سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 242 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

دارم به باور میرسم زنهای متولد خرداددو شخصیتی که نهچند شخصیتی هستند........جایی شنیده بودم وقتی یک زن خردادی داریانگار یک حرمسرا زن داری تو خونتروزی یک برخورد و یک شخصیت جدید مقابلت قرار میگیره ....به سرعت هوای ابری من افتابی میشهو به همون سرعت شیشه های شفاف چشممبخار الود و نمناک میشه..حال خوش الانم با حال خراب صبحم اصلا قابل مقایسه نیستو واقعا نمیدونم این خوشی از کجا سرچشمه میگیرهشاید از دوستان خوب مجازی که بهم سرزدند ....ممنون از همه سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 268 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

بانو کمی هم بانو باااااااااااش بانو از خودت دست نکشخودت چتر باش خودت ابر باشخودت بارانشک نکن خدا نابغه بوده که تو را آفریدهبیخیال بنده هایش که دنیای زنانه ات را نادیده گرفتندبانو ایندفعه سر سفره تو نان گرم بخوراصلا تمام زیتون های دنیا هم مال توهروقت هم تنت سرد شدتنهاییت را بغض نکنآواز کنبا صدای بلند برای گرمی دلت بخواندیگر هیچوقت تنهاییت را با گریه نشان ندهحتی وقتی تنها میخوابیبگذار ایندفعه لالاییت را برای خودت... چه خوب میشد عصرانه مهمان خودت باشیبانو بانو بانوچای که دم کشیددامن کوتاهت یادت نرودقند توی دل قندان آب میشودطعم گس چای را که هورت میکشیبانو یک دل سیر بخندبخند به ریش روزگارکه اگر عاطفه و مهر تو نبودتو را به قضاوت نمی نشستندو حکم به مشروطی آزادیت نمیدادندکه هرجا میروی گزارش سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: باااااااااااش, نویسنده: بازدید: 320 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

چقدر بد حس کنی حرفات باید برای دیگران ترجمه بشن و کسی معنیشون رو نمیفهمهحس ادمی رو دارم که رفته به یک کشور دیگهو هیچی نه اون از زبون ادمهاش می فهمه و نه ادمهای اونجا زبون او را میفهمندخیلی بد این شرایطمجبور میشی سکوت کنیسکوتی تلخ از جنس دردمشکل من از اون ادم مسافرم بدتراون نیازاش را با ایما و اشاره میتونه بفهمونهولی من دردم رو حتی با اشاره هم نمی تونم به هیچ عهدی بفهمونمسکوت کردم ولی واقعا راضی به این سکوت نیستمدلم یک نفرو میخواد که بفهمه من چی میگمبا اولین حرفم گارد نگیرهمجبورم نکنه بگم غلط کردم حرف زدم...ادمها وقتی خیلی از ادمهای دیگه ناامید میشنناخوداگاه به سمت خدا بیشتر کشیده میشنو حس اینکه خدا حرفهاشون رو میشنوه ارومشون میکنهولی من حس میکنم خدا هم باهام موافق نیست ..... سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 307 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

دیروز رفتم متخصص قلب برای مشاوزهخدا روشکر از ساعتم منظم تر کار میکنهقلبی که به نظر خودم شکسته است...وامروز تعطیل کارهای جانبیم رو انجام میدم و کنار پسرم تو خونه از وجود هم لذت میبریم ...الانم داریم کاردستی میسازیم روزهای پنجشنبه اختصاص دارند به سجاد و هر دو واقعا این روز رو دوست داریم... از طرفی شنیدم از این هفته کوچولو قادر به شنیدن صحبتها میشه من و سجاد خیلی باهاش حرف میزنیم و سعی میکنیم بیشتر از خوبی ها بهش بگیم تا بچم از این دنیا نترسه و بهتر همکاری کنه برای اومدن به پیش ما.عاشق دو تا پسراممامیدوارم شما هم کنار خانواده از روزتون لذت ببرید... سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 245 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

سرگرم بازی با عروسکهام بودم که همسرم من رو دید

مطمعنن نمیتونست تعجبش رو پنهون کنه

و این تعجب رو با سوال نشون داد

_داری عروسک بازی میکنی؟!!!!!!!!!!!

____

زنی که هنوز با عروسک بازی میکنه یک جای زندگیش میلنگه

و وظیفه تو همسر که بفهمی کجا کم گذاشتی که همسرت دوست داره تو این سن به دوران کودکیش برگرده....

گاهی واجبه برای همسراتون نقش

پدر

معشوقه

دوست

و حتی گاهی هم پسر رو بازی کنید

چون دنیای زنونه با دنیای مردونه خیلی متفاوته

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 256 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

صفحه بندی